ازش پرسیدن از کجا فهمیدی؟ گفت: هم به موهاش چیزی مالیده، هم زیر ابروهاش رو برداشته، هم به پیشونیش کرم زده، هم چشماش خسته است و هم مارک شورتش از کمر شلوارش زده بیرون !
خواستم بگم اگه شرلوک هولمز بیاد ایران، از دیدن میلیونها گی در سطح شهرها و روستاهای کشور عزیزمان، جفت میکنه!
چندیست چشم چپم درد می کند،از انجا که چشم نیز نوعی تخم است و من همه چیز را دایورت می کنم،گمان می رود دستگاه عصبی و مغز دچار اختلال شده و بجای دایورت به تخم مبارک(بیاضین چپ و راست)به چشم دایورت می کنند.باید بیشتر مراقب باشم!
این مادر قحبه گان را کدام ولدزنایی به داخل راه داده است؟؟؟
زین پس بجاى واژه نامأنوس "كس كش" از كلمه زیباى "بانو آوران"
بجاى واژه قبیح "جاكش" از كلمه پرمعنی "بستر سازان"
بجای واژه ناپسند "کسخل" ازتعبیر پرمفهوم "آلت پریش"
...بجای واژه بی ادبانه "کیر تو دهنت" از اصطلاح زیبای "مردانگی به کامت"
بجاى واژه ناسزاوار "كون لقت" از عبارت مؤدبانه "نشیمنگاهت متزلزل باد"
استفاده نماییم، فارسی را پاس بداریم
همیشه می توانستم.......
گنده ترین ها را به تخم های غیورمان ارجاع می دادم،اما امروز،در برابر این امتحانات تخمی،دست به تخم استاد ها شده ایم....در طول ترم می گفتیم
- استاد به تخمم
حالا فریاد بر می اوریم:
- استاد دستام به تخمت
شک ندارم در یک سال اخیر بیشتر از مجموع تمام سالهای تحصیلم درس خوانده ام . ماتحتم عنقریب است که پاره شود . ریزش موهایم که افزون شده و سایر علائم هم نشان ازین دارند که اگر با وجود اینهمه زجری که متحمل میشوم در درس خواندن و درک مفاهیم ،قبول نشوم ضربه ی مهلکی خواهم خورد .دست به خایه منتظر رسیدن روز امتحانم . دست به خایه .
دیروز صدام کس خل رو از خرمشهر بیرون کردیم!
جایی که کس کش های عراقی دخترای ما رو مورد تجاوز قرار می دادن!و ما هم عوضش نرفتیم دهنشونُ خواهرشون و مادرشون رو مورد تجاوز قرار بدیم....
کاری ندارم کی کیو رو مورد تجاوز قرار داد!مهم اینه که خودمون خرمشهر رو مورد تجاوز قرار دادیم.شهری که بعد از ۳۰ سال هنوز خرابه ای بیش نیست
سوم راهنمایی بودم بچه ها زدبازی اورده بودن.عجب چیزی بود.اولین اهنگ گفت تو شاهنامه هم همچین کس شعری پیدا نمی کنی.از قضا ساعت بعد ادبیات داشتیم و بحث شعر بود.گفتم اقای زمانی چه کتابی مثل شاهنامه هست.گفت هیچی.بعد گفتم پس هیدن راست گفت که هیچ جا همچین کس شعری پیدا نمی کنیم.مرتیکه گفت برو بیرون
منم گفتم یه کس شعری مثل تو پیدا کردیم!![]()
گفت برو بیرون
گفتم فردوسی بود مثل من می گفت به تخمم.عضو مقدس منم مثل رستم تخم شترمرغه ماشالا
روز فردوسی گرامی باد.
در دوران طفولیت فکر می کردم سگ ها تخم گذارند!
هر چقدر به من می گفتن که سگ جماعت می زاد!می گفتم دروغ نگو گوساله....
اخرش معلم سوم ابتدایی گیر داد که نخیر.چرا می گی تخم می ذارن.مگه دیدی؟
منم گفتم نخیر.اما تخم سگ خیلی شنیدم.*
* از بس مردم جامعه روشن هستن.تو خیابون هر چی می گفتم می گفتن برو تخم سگ.باید براشون تدریس کنم که ای گوساله ی بزغاله.سگ می زاد.عینهو اون عمه ی کذایی.حالا یه جاکش میاد می گه برو تخم سگ!منم می گم طبق فلون کتاب پزشکی سگ هم مثل ادم شمبول داره
