تبليغاتX
زندگی سگی

سید حسن نصرالله کیه؟از کجا پیداش شده؟ایا واقعا این همه طرفدار داره؟چند نفر در روز شبکه المنار
رو می بینن؟ امثال این سوالاها هر از چند گاهی با پدید اومدن یه جریان افراطی عجیب و غریب از یه
گوشه دنیا تو ذهن من شکل می گیره.مثلا چه اتفاقی می افته که تو عراق یا فلسطین عملیات
انتحاری انجام میشه؟یا مثلا چجوری تو قرن ۲۱ جریان بشدت عقب افتاده طالبان در افغانستان
ظهور پیدا می کنه؟بن لادن و القاعده ناگهان از کجا سر در میارن...؟
قاعدتا دم دست ترین پاسخها اینه که:نظامهای سرمایه داری دنیا هر از گاهی یکی از اینا رو علم
میکنن تا اذهان عمومی دنیا رو تحت تاثیر قرار بدن و حضور نیروی نظامی خودشونو توجیه کنن.
...و یا اینکه میشه گفت:نظامهای غیر دموکراتیک و عقب افتاده ای مثل جمهوری اسلامی ایران
که پایگاه مردمی متزلزلی دارن،از درامدهای هنگفت نفت،مقادیری اینجا و اونجا خرج میکنن و یه
همچین جریانات تروریستی  رو پدید میارن تا چند صباحی به عمر حکومتشون اضافه بشه.

باشه همه اینها درسته اما اون کسی که خودشو جلوی سربازای امریکایی منفجر میکنه،پس پشت
ذهنش یه چیزی وجود داره.یه جور ایمان ،یه جور اعتقاد محکم،یه جور نفرت،یه جور فریاد،یه جور
اعتراض...نفرت از نظامهای دیکتاتوری دست نشانده،اعتراض به نابرابری های اجتماعی و تبعیض.

به نظر من اینها همه الترناتیوی برای جهان سرمایه داری تک قطبیه.یا لااقل تلاش برای بودن.
دنیا این شکلی نمیتونه به پیش بره.نمیشه یه نفر حرف بزنه و دیگران گوش کنن.الگوی
جهانی سازی و تئوری لیبرالیزم امریکایی، همه جا و همیشه قابل اجرا نیست. 

نوشته شده توسط کارمند در ساعت 22:32 | لینک  | 

ما نقش قهرمان را بازی می کنیم چون ترسوییم
نقش قدیس را بازی می کنیم چون شریریم
نقش ادمکش را بازی می کنیم چون در کشتن همنوعان خود بی تابیم
و اصولا از ان رو نقش بازی می کنیم که از لحظه تولد دروغگوییم.

                                                                                          ژان پل سارتر 

نوشته شده توسط کارمند در ساعت 19:43 | لینک  |